سيد احمد على خسروى
589
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
و بمالند به آن عضو يخ يا كافور با يخ و اگر ورم رو بانجماد و سرخ شدن بشره گذاشت زلو بيندازند بالاى عضو متورّم تا بفساد عضو نكشد و از رادع ذكرشده استعمال كنند و اما سحج و آن خراشيدن و پوست باز كردن است در بدن و اين سحج يا در اثر رسيدن ضربه يا سقطه است و يا از برخورد باشياء خشنه و يا و يا بتوسّط فساد خون داخل در عضو است پس اگر اين سحج از سقطة يا ضربه يا غير اينها شد و از سبب داخلى بدن نشد اگر با ورم است بايد ورم او را بتوسط دواهاى رادعة مذكورة فوق علاج نمايند از ماليدن كافور و سركه و گذاشتن از لواشك ساخته شده از آرد جو و گل خطمى و اسفرزه با شير گاو و نشاسته و پس از كشيدن ورم چرب كنند عضو را بمرهم فراسيون احمر مذكور و يا به پيه و روغن بادام و موم و سرنج و اگر بدون ورم شد علاج كنند آن سحج را بقيروطيّات چنانچه گذشت و يا بروغن گل كه زرنيخ سائيده در آن داخل كرده باشند و اگر گردو را بسوزانند و بكوبند بپاشند بالاى عضو مسحوج مؤثر و مفيد است و اگر از سبب داخلى شد مثل خراشيدن و پوست باز كردنى كه از پرى بدن باشد از سوداء در مزاجهاى سوداوى و در بعض مالىخوليائى كه در اثر غلبه سوداء در بدن آنان باشد پس در چنين حال بايد علاج سوداء نمود و بدفع آن بايد پرداخت به خوردن منضج شاهتره و هليله سياه و بسفايج و همچنين به خوردن مسهل سناء و تكرار كردن تا بدن پاك گردد از خلط بد و نيز چرب كنند بدن را بروغن كنجدى كه در آن آب كنند موم و مخلوط كرده